سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
293
تاريخ ايران ( فارسى )
آنست كه صنعت كاشى اكنون از صفحهء تاريخ محو شده و آن را فقط ميتوان يك صنعت باستانى و مرده ناميد . طرز تهيهء كاشى آنست كه خمير و گل را بلعابهاى الوان كاشى اندوده و آن را در كوره گذاشته مىپختند ، در بعضى موارد روى كاشى پخته مجددا لعابهاى مخلوط به مس ، طلا ، نقره يا ساير فلزات ماليده آن را دوباره در كوره ميگذاشتند . از لعابهاى فلزى رنگهاى زعفرانى ، طلائى ، فيروزهاى و قهوهاى بر روى كاشى نقش مىبست . آنچه مسلم شده تاكنون نتوانستهاند كاشىهاى زيباى ايران را تهيه و تقليد نمايند . بهترين نمونهء كاشى كه خود نگارنده دارد قطعهايست به طول 24 2 / 1 18 اينج ، متن اين كاشى قهوهاى و در روى آن حروف آبى فيروزه بارتفاع 8 / 3 اينج و بعرض يك اينج و همچنين شاخ و برگهائى برجسته نمودار است . اگرچه قطعههاى كاشيهاى شكسته را مكرر براى نگارنده ميآوردند ولى متأسفانه جور كردن و درست كردن يكقطعهء كامل از آنها مشكل بود ولى همان خورده كاشيها هم به همان حال زيبا و قشنگ بود . كاشيهاى بدون لعاب دورهء تيمورى و صفوى نيز در نهايت زيبائى و ظرافت ساخته شده است . در رنگآميزى كاشى هررنگى استعمال مىشود ولى رويهمرفته طرز تعبيهء كاشى و رنگآميزى بقدرى زيبا و ظريف است كه نقش هرگوشهء طاق و ايوان در جلوى آسمان شفاف ايران هربيننده را خيره ميسازد . اينكه صنعت كاشى چگونه شروع شده و تا چه اندازه تحت تأثير صنايع ساير ملل قرار گرفته قابل مطالعه مىباشد . شكى نيست كه كاشىسازى ايران تا اندازهاى اقتباس از صنايع چينى است كه بوسيلهء استادان مغولى بايران آمده است . علاوه بر كاشىسازى نقاشى چينى نيز در نقاشى ايرانى تأثير نموده ولى با اين حال بايد دانست هميشه صنايع ايران جنبهء اصيليت و امتياز خود را در رنگ ، شكل و نقش حفظ نموده است . ظروف استادان و صنعتگران ايرانى در ساختن ظروف نيز بمنتهادرجه استادى و مهارت رسيدهاند . در ظرف چندين سال اخير مقدار زيادى ظروف قديم در حوالى تهران بدست آمده است ، بعضى نمونههاى آن داراى رنگآميزىهاى ظريف مانند مينياتوركاريست و همچنين مجسمههاى كوچك انسانى